پست ثابت

 

تیم  زندگی بهتر

از همه فعالین صنعت بازاریابی شبکه ای دعوت می نمائیم که جهت تشکیل بزرگترین تیم فعال بازاریابی شبکه ای در ایران به تیم زندگی بهتر بپیوندند.


 

 

لوگوی تیم زندگی بهتر


 

دوستان عزیز ؛ شما با تجربه بازاریابی شبکه ای حرفه ای در تیم زندگی بهتر ،فرصت تحقق رویاهایتان را خواهید داشت و اشتیاق و پشتکار شما توشه راه شما در این مسیر خواهد بود و این را بدانید که هرگاه نیاز به همیاری داشته باشید ، راهبران تیم زندگی بهتر در کنار شما هستند.

بازار یابی شبکه ای حرفه ای را در تیم حرفه ای زندگی بهتر تجربه کنید.

 در حال حاضر تیم زندگی بهتر در استان های ؛ تهران، البرز، فارس، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه، قزوین، بوشهر، اصفهان، گیلان، کرمان و خراسان رضوی فعالیت دارد و شبکه بازاریابی خود را گسترش داده ایم و تا پایان سال ۹۵ در بقیه استان های کشور پهناورمان شبکه ی خود را خواهیم ساخت...

جهت پيوستن به تيم زندگي بهتر فرم زير را تكميل فرمائيد.

 

فرم عضويت در تيم زندگي بهتر

(بیائید فرصت یک زندگی بهتر را به همدیگر هدیه دهیم )

 


 

   صفحه تیم زندگی بهتر در فیس بوک    صفحه رسمی تیم زندگی بهتر در اینستاگرام

شروعی دوباره...

با سلام خدمت همه ی نتورک مارکتر های گرامی...

بالاخره بعد از سه سال دوری از صنعت بازاریابی شبکه ای تصمیم گرفتیم دوباره شروع کنیم...

اما این بار استوار تر

اما این بار آماده تر

اما این بار مصمم تر

اما این بار حرفه ای تر

اما این بار مردانه تر

آمده ایم که بمانیم و تا آخر به پیش برویم...

ما معتقدیم که یا راهی هست ؛ یا راهی خواهیم ساخت...

 


بزودی اطلاعات تکمیلی در اختیار اعضای تیم زندگی بهتر در سرتاسر ایران پهناور از طرق مختلف علی الخصوص این تارنما قرار خواهد گرفت.


 بازاریابان شبکه ای علاقه مند می توانند جهت پیوستن به تیم حرفه ای زندگی بهتر به تکمیل فرم عضویت اقدام نمایند.


در حال حاضر شاکله تیم تهران در حال شکل گرفتن می باشد.

تیم های کرج،مشهد مقدس،کرمان،اصفهان،سیستان،مازندران،شیراز و تبریز در آینده نزدیک شکل خواهد گرفت.


 

 

 

مقاله آموزشی پنجم

دسته‌بندي موضوعي: پايه
درون بازاريابي شبكه‌اي
بررسي طرحهاي پرداخت كارمزد بازاريابي چندسطحي
آنچه قرار نيست بدانيد مي‌تواند به شما لطمه وارد كند.
لئونارد كلِمِنْتس (Leonard Clements)
ترجمه: نيما عربشاهي
جهت مطالعه این مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...

ادامه نوشته

مقاله آموزشی چهارم

دسته‌بندي موضوعي: كلاسيك | رشد فردي | پيشرفت حرفه‌اي
فرمول شكست و موفقيت
دستورالعملهاي ساده‌اي كه بايد هر روز انجام شوند...
جيم ران (Jim Rohn)
ترجمه: نيما عربشاهي
نمي‌دانيم اگر جيم ران نيز جزو فيلسوفان بزرگي مانند دكارت، هگل، كانت، نيچه، هيوم، افلاطون و سقراط بود، تاريخ چگونه ورق مي‌خورد. مقاله‌اي كه در ادامه مي‌خوانيد يكي از آثار كلاسيك جيم ران و جزو آثار كلاسيك در زمينه‌ي موفقيت است. يكي از آن پندهاي خردمندانه (جيم ران استاد پندهاي بزرگ است) كه بايد تا آخر عمر، ماهي حداقل يكبار آنرا بخوانيد تا شخصيت بهتر و بزرگتري پيدا كنيد. اين فرمول هميشه كاربرد دارد؛ چه به نفع يا به ضرر شما. به قول جيم ران، حق انتخاب با شماست.

جهت مطالعه این مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...

ادامه نوشته

مقاله آموزشی سوم

با چشمان تماماَ باز !

الگوبرداري از موفقيت

فكر مي كنم اكثر ما مي دانيم كه راه ميانبري براي موفقيت در هر زمينه اي وجود دارد و آن اين است كه از افراد موفق در آن زمينه، الگوبرداري كنيم.
اين روش، هم اكنون بصورت يك علم در آمده است كه احتمالاً با نام آن آشنايي داريد: NLP ۱ .

جهت مطالعه ادامه این مطلب به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...

ادامه نوشته

وقتش رسيده است...

دسته‌بندي موضوعي: پايه

انجامِ بازي بازاريابي چندسطحي
چه مي‌شود اگر بازاريابي شبكه‌اي را نيز بازي‌اي ببنيد كه مشغول آن هستيد مانند فوتبال، بيسبال يا شطرنج... آيا باعث نمي‌شود كه طور ديگر بازي كنيد؟
جان ميلتن فاگ (John Milton Fogg)
ترجمه: نيما عربشاهي
جهت مطالعه این مطلب به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...

ادامه نوشته

دوام آوردن

درس تلمبه ۱                                                       نوشتة  Craig Tucker۲

 

زيگ زيگلار در يكي از سمينارهاي خود در مورد تصميم گيري و پابرجاماندن بر تصميم صحبت مي كرد.

او براي توضيح اين بخش از سمينارش از يك تلمبه آب استفاده كرد.

احتمالاً شما هم نمونه اي از اين تلمبه ها را ديده ايد كه معمولاً در روستاها از آن براي بالا كشيدن آب از چاه استفاده مي كنند. اين نوع تلمبه بوسيلة لوله اي به چاه متّصل است و دسته اي دارد كه اگر با سرعت به بالا و پايين كشيده شود بر اثر ايجاد خلأ در لوله، آب بسمت بالا هدايت شده و از دهانة تلمبه بيرون مي ريزد.

زيگ مي گفت كه نبايد توقف كنيد چون نمي دانيد كه آب تا كجاي لوله بالا آمده است. اگر توقف كنيد آب دوباره به چاه برمي گردد.آنقدر به اين كار ادامه داد تا آب از دهانة تلمبه سرازير شد. اگر شروع كرده و به اندازة كافي استقامت كنيد، هر اندازه كه آب بخواهيد بدست مي آوريد. زندگي نيز همينگونه است.

در اواخر دهة 50 وقتي كودكي بيش نبودم، با مادرم براي آوردن آب مي رفتيم و براي شروع، ابتدا كمي آب داخل تلمبه مي ريختيم. سپس من شروع مي كردم به تلمبه زدن. مي شنيدم كه مادرم مي گفت: " آفرين پسرم،آب داره بالا مياد، توقف نكن، يه كم سريعتر .... ". اما آنروز من هنوز كوچك بودم و اين كار انرژي زيادي مي خواست و درنتيجه آب هميشه به چاه برمي گشت. 

اين همه زور زدن تقريباً براي هيچي، مگر يادگيري درس تلمبه. اين داستان هر روز تكرار مي شد و تلمبه هم هر روز به من درس مي داد. تا اينكه يك روز با راهنمايي و پافشاري مادرم، تلمبه هر چي آب مي خواستم به من داد.

و درسي را به من داد كه هرگز فراموش نمي كنم: " درس تلمبه "  



این مطلب از وبلاگ mlmmagazine.blogfa.com  کپی برداری شده است.

مقاله آموزشی دوم

دسته‌بندي موضوعي: كلاسيك | راهبري | رشد فردي
راهبران بايد راهبري شوند
چند نفر از شما واقعاً يك راهبر در سازمان بازاريابي شبكه‌اي خود هستيد؟
جو بَتِن (Joe Batten)
ترجمه: نيما عربشاهي
جهت مطالعه این مطلب به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...

ادامه نوشته

مقاله آموزشی اول

شعور غازها
در يك گروه، اهميت عضو گروه و وظيفه به يك ميزان است.
تِري ليواين (Terri Levine)
ترجمه: نيما عربشاهي

جهت مطالعه این مطلب به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...
ادامه نوشته

مهارت شمارۀ 1 که هر نتورکری باید بداند.

مهارت شمارۀ 1 که هر نتورکری باید بداند.

 

مصاحبۀ John Milton Fogg با Tim Sales

 

JMF: تیم، می توانی دربارۀ چیزی که "سازمان فروش عمودی۱" می نامی، صحبت کنی؟

Tim: سازمانی که ما می سازیم با آنچه افراد، معمولاً می سازند متفاوت است. بجای "سازمان مصرف عمودی۲"، ما "سازمان فروش عمودی" می سازیم. ما روی انتقال محصول به مصرف کننده تأکید می کنیم، بطوریکه شما یک درآمد ماندۀ۳ همیشگی داشته باشید.

JMF: آیا این چیزی است که در همۀ سازمانت انجام دادی؟

Tim: نه. اوایل، وقتی من شروع به ساختن سازمانم کردم به روش دهۀ 80 عمل می کردم.

JMF: روش "دهۀ 80 "؟

Tim: این چیزی بود که در تمام مدت دهۀ 50 و 60 آموزش داده می شد. این راهکار، مسیر خودش را در این صنعت ادامه داد بطوریکه می توانید خط سیر این روش را دنبال کنید تا به لیدرهای بزرگی برسید که از کمپانیهای بزرگ جدا می شدند و کمپانیهای نتورک جدیدی بنا می کردند. این روش با California Vitamins شروع شد که بعدها به Amway تبدیل شد، و سپس تعدادی از لیدرهایشان جدا شدند و Herbalife را ساختند، و سپس لیدرهای بیشتری جدا شده و دیگر کمپانیها را بنا کردند— و بدین شکل یک چیز یکسان در سرتاسر این صنعت آموزش داده شد... که عبارت بود از ساختن یک سازمان مصرف عمودی.

 

اگر آنچه شما آموزش می دهید این باشد که محصولات را مصرف کنید و افرادی هم بیابید که محصولات را مصرف کنند، آنگاه معمولاً یک سازمان 5000 نفری نیاز است تا بتوانید یک درآمد نسبتاً خوب داشته باشید.

 

اگر شما این روش را به افراد، آموزش می دهید و به آنها می گویید که می توانند پول در بیاورند، پس باید چیز دیگری هم به آنها بگویید که معمولاً نشنیده اند— باید حدود 5000 نفر در حال مصرف کردن محصول باشند تا آنها بتوانند پولی در بیاورند.

این چیزی بود که در دهۀ 80 آموزش داده می شد و سازمانهای مصرفی عمده فروشی بزرگ را بوجود آورد. اما این روزها به ایراداتی بر می خورم که نشان دهندۀ این است که ما باید تمرکز بیشتری روی سازمانهای فروش عمودی داشته باشیم.

JMF: یعنی روی خرده فروشی۴ محصول، تأکید کنیم؟

Tim: بله، اما نه اینکه به یک سازمان فروش مستقیم۵ تبدیل شویم. من می خواهم یاد بدهم که اگر بخواهم جان را به سازمانم بیاورم باید به وی آموزش دهم که چگونه واقعاً محصول را بفروشد و مطمئن شوم که او می تواند واقعاً محصولات را بفروشد.

کاری که ما با ندیرا کردیم این بود که بعد از آنکه او را آموزش دادیم مشتریهایمان را در برابر او قرار دادیم و او باید با 50 درصد از آنها ارتباط نزدیک برقرار می کرد، قبل از آنکه به او اجازه دهیم تا برود و مشتریهای خودش را بیابد. این نشان می دهد که ما چقدر به آموزشهایمان اطمینان داشتیم. زمانیکه او با 50 درصد از آنها ارتباط برقرار کرد، توانست برود و مشتریهای خودش را بیابد.

سپس، زمانیکه او درآمد مطمئنی از طریق مشتریها کسب کرد، فقط و فقط در همان زمان بود که به او اجازه دادیم تا کسی را وارد کرده و حمایتش کند. زیرا...

 

اگر او نتواند مشتری پیدا کند،  چه چیزی را می خواهد به توزیع کنندۀ جدیدی که بعنوان عضو می گیرد،  بیاموزد؟

 

JMF: و شما قبل از آنکه او را وارد کنید این کار را با او انجام دادید؟

Tim: ما او را وارد بیزینس کردیم و فوراً شروع کردیم به آموزش اینکه چگونه با مردم در مورد محصول صحبت کند.

JMF: پس شما نگذاشتید او فردی را وارد این بیزینس کند تا زمانی که مطمئن شوید او می داند چه کار می کند و نتایج آزمایش شده ای بدست آورده باشد.

Tim: دقیقاً. اگر من، تو را وارد مجموعه کنم و بگویم "برو عضو بگیر" واقعاً با آنها چه کار خواهی کرد؟ تو هم از آنها می خواهی که افراد دیگری را دعوت کنند تا با بیزینس، آشنا شوند و به همین ترتیب هر فردی که وارد می شود از افرادی که وارد می کند همین را می خواهد. آنگاه بزودی سازمانی به عمق 11 سطح خواهی داشت که هیچ کاری بجز مصرف کردن، نمی دانند!

من دوست ندارم به افراد بیاموزم که بفروشند و بفروشند و بفروشند؛ این در نتورک مارکتینگ، کارایی ندارد. من فقط می خواهم افراد بروند و به اندازۀ کافی، خریدار پیدا کنند تا هم این کار را بیاموزند و هم هرگز مجبور نباشند برای حفظ سطحشان (مثلاً دایموند یا پلاتینیوم یا...) ، خودشان محصول خریداری کنند. بدین طریق، شما آنها را وارد می کنید، و به آنها آموزش می دهید که چگونه مشتری پیدا کنند و چگونه توزیع کننده پیدا کنند— و البته شما هم می دانید همۀ این کارها را چگونه می توان انجام داد چون قبلاً آنها را انجام داده اید.

JMF: آیا یک قانون سرانگشتی وجود دارد برای اینکه بفهمیم یک فرد قبل از اینکه عضوگیری کند چند تا مشتری باید پیدا کرده باشد؟

Tim: به طرح درآمدزایی بستگی دارد. کاملاً به این بستگی دارد که tripwire چقدر باشد. (tripwire مقدار خاصی از محصول است (مثلاً به ارزش 100 دلار) که باید توسط توزیع کننده در یک بازۀ زمانی خاص (معمولاً یک ماه) مصرف شود(توسط خودش یا بازار مصرفش) تا صلاحیت دریافت کمیسیون خاصی را داشته باشد.)

مثلاً فرض کنیم که در طرح درآمدزایی شما، وقتی به مرز فروش 500 دلار برسید بتوانید از فروش زیرمجموعه هایتان 10 درصد کمیسیون دریافت کنید. پس شما باید آنقدر مشتری داشته باشید که میزان مصرف شما و آنها روی هم همیشه عدد 500 دلار را برآورده کند.

JMF: یک چیز در مورد تو هست که من تحسین می کنم و آن این است که اگر اثبات نکرده باشی که این روش، بارها و بارها در عمل جواب داده است، آن را انجام نمی دهی، و در موردش صحبت نمی کنی، و اجازه نمی دهی آن را انجام دهند. این مسئله به کار و آموزشهای تو اعتبار فوق العاده ای می دهد.

Tim: من دیده ام وقتی افرادی میل ندارند یا نمی توانند زیرمجموعه هایشان را آموزش دهند، چون واقعاً نمی دانند آن کاری را که انجام می دهند چگونه آموزش دهند، آنگاه در اکثر اوقات، سیستم را بگونه ای تغییر می دهند تا آموزشها را حذف کنند.

JMF: می توانی در این مورد مثالی بزنی؟

Tim: اگر من بگویم: "جان، یک لیست 200 نفری از افرادت بنویس و با آنها تماس بگیر و بگو چرا اینقدر هیجان زده هستی" و تو بگویی: "خوب، چطور این کار را انجام دهم؟" و من واقعاً ندانم، چون واقعاً نمی دانم که خودم چطوری موفق شده ام، آنگاه خیلی زود تصور خواهم کرد که تو خیلی انرژی من را می گیری و می روم تا فرد دیگری را بیابم.

چیزی که در نهایت، اتفاق می افتد این است که این افراد، سیستم را بگونه ای تغییر می دهند تا بتوانند از زیر آموزش دادن در بروند.

 

من معتقدم که هر کسی سعی کرده است که کار را ساده تر و ساده تر و ساده تر کند، و حالا این صنعت به جایی رسیده است که هیچ آموزش اصیل و جدی، واقعاً در جریان نیست.

 

معتقدم که یک استاندارد برای آموزش باید تدوین شود. یکبار یک آموزش معرفی کار، تدوین کردم؛ قبل از اینکه آن را در دسترس همه قرار دهم خودم با استفاه از آن، 200 نفر را وارد کردم. و دلیل اصلی که تماسهای زنده را در محصول جدیدم (دعوت کنندۀ حرفه ای) قرار داده ام این نیست که افراد، آنچه را که باید انجام دهند، بشنوند ، بلکه با گوشهای خودشان بشنوند تا بفهمند واقعاً جواب می دهد، آنهم با افراد زنده و حقیقی!

JMF: می خواهم این را اضافه کنم که دعوت کنندۀ حرفه ای، فقط تماسهای ضبط شده نیست، بلکه در میان آنها توضیحاتی هم می دهی، شبیه تفسیر یک گزارشگر. تو ما را قدم به قدم به جلو می بری و نشان می دهی که در هر گام از این فرایند، چه اتفاقی می افتد.

Tim: چون زمانیکه من سازمانم را می ساختم این همان چیزی بود که واقعاً جواب می داد.

افراد می خواهند مرا در حین عمل ببینند، بنابراین من هم از آنها می خواهم بیایند و در طول روز همراه من باشند. برای مدتی در حضور آنها با تلفن صحبت می کنم؛ سپس از آنها می خواهم که تماس بگیرند تا من عملکردشان را نقد و بررسی کنم؛ سپس من یک تماس می گیرم تا آنها بتوانند عملکرد مرا نقد و بررسی کنند.

سپس، برای اینکه بتوانند هر دو طرف مکالمه را با هم بشنوند، اجازه می دهم طرف دیگر را هم بشنوند. بنابراین آنها می توانند بشنوند که وقتی من در موقعیت آنها هستم چه کار می کنم.

سپس، شروع می کنم به ضبط کردن تماسها، تا بتوانم آنها را اجرا کرده و در جایی قطع کنم و بگویم: "این را شنیدی؟ اینجا دقیقاً همان زمانی بود که من فهمیدم بخش صلاحیت را پشت سر گذاشته ام. اینجا، وقتی او خندید، فهمیدم که خوب گرم گرفته ام." به این خاطر است که تماسها را قطع کرده و در لابلای آنها توضیح می دهم که هر گام چگونه رخ می دهد.

یکی از تماسها، خنده دار است، چون من خرابکاری کردم. فردی بود که ایرادی راجع به MLM داشت. ما حدود 20 دقیقه صحبت کردیم تا ایرادش را رفع کنم، و سپس یکراست رفتم سراغ دعوت کردن، بدون اینکه به عقب برگردم تا گام صلاحیت را تکمیل کنم— یعنی، کشف کنم که آن فرد چه می خواهد، چه نیاز دارد یا چه نمی خواهد.

حالا، در برنامۀ دعوت کنندۀ حرفه ای آموزش می دهم که هرگز این کار را انجام ندهند. وقتی ایراد را برطرف می کنید، باید بر طبق فرمول به عقب برگردید و از هر جایی که قطع کرده اید دوباره شروع کنید. بنابراین، دقیقاً در همان نقطه از تماس، من تماس را قطع کرده و گفتم:

 

"حالا، من بطور موفقیت آمیزی دعوت را انجام دادم، اما باید به شما بگویم که مردود شدم! چون، بله، او جواب مثبت داد، اما من حتی نمی دانم چرا او یک بیزینس می خواهد!"

 

چرا او می خواهد این کار را انجام دهد؟ نمی دانم! حالا، زمانیکه دوباره با او تماس بگیرم، چیزی ندارم که مرا راهنمایی کند!

 



1-  Vertical Selling Organization

2-  Vertical Consumption Organization

3-  Residual

4-  Retailing

5-  Direct Sales Organization

راهبری در بازاریابی شبکه‌ای

"تربیت راهبران، کار ساده ‌ای است اگر به آنها بیاموزید که چگونه با مسائل روبرو شوند."                    

براي مطالعه متن مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمائيد...
ادامه نوشته

کتاب بهترین نتورکر دنیا

بخشهایی از کتاب "بهترین نتورکر دنیا" نوشته جان میلتون فاگ در ادامه ....

ادامه نوشته

حجم خرید ثابت ماهیانه و Auto Ship (ارسال خودکار)

خرید ثابت ماهیانه و ارسال خودکار دو مقوله جداگانه هستند که همچنین در برخی مواقع می توانند با هم ادغام شوند. خرید ثابت ماهیانه مقدار سفارشی می باشد که یک توزیع کننده را مجاز به دریافت کمیسیون و پاداش هایش می کند. در تمامی شرکت های بزرگ دنیا مقدار مشخصی از خرید ثابت ماهیانه وجود دارد... 
ادامه نوشته

"مقدار مانده" امتیاز رقابتی طرح بازپرداخت شما

همانگونه که طرح بازپرداخت به رشد و رسیدن به بلوغ خود ادامه می دهد، "مقدار مانده" می تواند نقش خود را به عنوان یک عامل کنترل کننده و هشدار دهنده در مورد افزایش یا کاهش خروجی سیستم باشد. "مقدار مانده" به عنوان یک عامل کنترل کننده می تواند تغییرات پایه ای طرح را به تاخیر بیندازد. عموما توزیع کنندگان برای واجد شرایط شدنِ استفاده از منابع گوناگون درآمدی طرح باید معیارهای مشخصی را کسب یا حفظ نمایند.

ادامه نوشته

بررسی شرکت بازاریابی شبکه ای از جهت محصول و طرح درآمدزایی

با توجه به نوپایی این شیوه کسب و کار در ایران و عدم وجود اطلاعات و تجربیات داخلی، اکثر موارد ذکر شده بر پایه تجربیات کشورهای دیگر که حداقل بین 20 تا 50 سال از زمان شروع این تجارت در کشورشان می گذرد، می باشد...

ادامه نوشته

انتخاب یک شرکت

شرکتی که شما به آن ملحق می شوید نقش مهمی در شانس رسیدن به موفقیت دارد. شما باید در ابتدا دو سوال از خود در مورد شرکت بپرسید. این کار تا حد زیادی کار شما را آسان می کند. هر شرکتی که به این دو سوال پاسخ مثبتی ندهد می تواند خارج از لیست شما قرار گیرد...

ادامه نوشته

از موج کشاورزی تا موج الکترونیک (عصر ارتباطات) .

موج سوم :

موج سوم نام اثری از الوین تافلر جامعه شناس و نظریه پرداز معاصر می باشد که در سال 1980 به تالیف رسیده است .

نویسنده در این کتاب با منطقی قوی و قدرت مند با توجه به زندگی بشر در دوران گذشته و با در نظر گرفتن خصوصیات و مفهومات مشترک جوامع بشری در گذشته و حال به پیشبینی و نظریه پردازی در مورد موج آینده و ترسیم تصویری واضح از وقایع در حال شکل گیری می پردازد. منطقی که تافلر با استفاده از آن به پیش بینی آینده پرداخته ، همان منطق قابل فهم قیاس می باشد. تافلر با تمرکز بر این منطق که انسان در طول تاریخ در مواجهه با وقایع مشابه، واکنش های مشابه از خود به جا گذاشته ، آینده را ترسیم می کند.

نویسنده کتاب ارزشمند موج سوم (الوین تافلر) خواننده را به سفری از گذشته تا حال با خود همراه می کند.تافلر این سفر را از زمان شکل گیری اولین جوامع بشری که در حقیقت با شروع عصر کشاورزی (موج کشاورزی ) همزمان است آغاز می کند و در امتداد این سفر خواننده وارد عصر صنعتی (موج صنعتی) می شود.در این سفر همزمان با گذار از موج کشاورزی به موج صنعت و آشنائی با خصوصیات غالب در این دو موج ، با مفهوم قابل توجه "برخورد امواج"مواجه می شود. برخورد امواج با پیدایش اولین طلیعه های موج صنعت در کنار مغهومات به جای مانده از موج کشاورزی شکل می گیرد.

برخورد امواج با شکاف بین نگرش ها و ذهنیت های مردمی که موج صنعتی را درک کرده اند و مردمی که هنوز با نگرشها و ذهنیت های موج اول یا موج کشاورزی زندگی می کنند، رخ می دهد.

این شکاف بین دو نگرش قدیمی و جدید (کشاورزی- صنعتی) با درگیری های فیزیکی،فرهنگی،هنری،اجتماعی و حتی خانوادگی آشکار می شود. حتی جنگهای بسیاری در راستای این برخورد امواج شکل می گیرد که نمونه ی بارز یکی از این جنگهای خونین، جنگ بین شمال و جنوب در قاره ی آمریکا می باشد. این جنگ در حقیقت بر سر این موضوع بوده است که قاره ی جدیدِ در حال شکل گیری صنعتی باشد یا کشاورزی؟

در حقیقت بروز این اختلافات و درگیری ها بین موج صنعت و کشاورزی ریشه در الگوهای ذهنی (پارادایم) افراد داشته است. به این صورت که زمین داران و کشاورزان و حتی حکومتهائی که در موج کشاورزی حاکم بودند، اینطور می پنداشتند که موج صنعت و غالب شدن این موج بر شرایط، باعث از بین رفتن منافع آنها می شود. با نگاهی به تاریخ کاملا مشهود است که از پائین ترین سطوح اقشار جامعه (کشاورزان ) تا بالا ترین سطوح (زمینداران و حکام ) مخالفت هایی در راستای ظهور موج جدید (موج صنعتی )وجود داشته است.به عنوان مثال به مرور زمان و غالب شدن موج صنعت که باعث گسسته شدن خانواده های گسترده شده بود ، مخالفتهایی از سمت بزرگ خاندان یا خانواده برای جلوگیری از این گسستگی به وجود آمد. (اشاره به فیلم پدر سالار )

نکته بسیار حائز اهمیت این است که قبل از اینکه بشر درگیر مسائل  برخورد امواج شود ،با مسائل حل نشده ی بسیاری از موج کشاورزی مواجه بوده است. در حقیقت همان مسائل قبلی و نیاز های بشر در موج پیشین، باعث به وجود آمدن موج جدید شده بود. به عنوان مثال افزایش جمعیت بشر در عصر کشاورزی و نیاز روز افزون جوامع بشری به آب،غذا، مسکن و انرژی باعث به وجود آمدن موج صنعت شده بود. ولی باز هم بشر عصر کشاورزی، کاملا با به وجود آمدن موج جدید مقابله می کرد و دلیل اصلی این مخالفت نگاه کردن به آینده و مفاهیم در حال شکل گیری، با نگاهی قدیمی و سنتی بوده است.

در ادامه نویسنده به شکل گیری موجی جدید اشاره می کند که این موج را "موج الکترونیک" و"عصر ارتباطات" نام گذاری کرده است.

در این مرحله خواننده با مفاهیم و خصوصیات این موج آشنا می شود و تافلر بعد از ارائه مطالبی در مورد موج در حال شکل گیری ، با نگاهی تیزبینانه به برخورد دوباره ی امواج (موج های کشاورزی و صنعتی با موج الکترونیک )در آینده ای نزدیک اشاره می کند که با توجه به گذشت 30 سال از تالیف این کتاب ،بشر امروز شاهد تحقق پیش بینی زیرکانه ی مولف می باشد.

حال با شیوه ای بسیا گویا به بیان خصوصیات و مفاهیم مشترک بین این سه موج می پردازیم و با کمی تامل به تفاوت های فاحش این سه موج پی می بریم:

-         در موج کشاورزی در حقیقت "زمین" عامل تعیین کننده بوده است . زمینِ بیشتر و بزرگتر؛ بزرگی خانواده، رشد اقتصادی بهتر، سرمایه بیشتر و قدرتمند بودن در تمامی زمینه ها را به همراه داشته است . مثلا فردی که زمین بزرگتری را در اختیار داشته، تولیداتش بیشتر بوده است. بر اثر تولیدات این خانواده ی بزرگتری داشته و در نتیجه از سرمایه ی بیشتر و اقتصادی پر رونق تر برخوردار بوده است. زمین داران بزرگ در این عصر حتی در تعیین حکومتها تاثیرگذار بوده اند.

-         در موج صنعت " کارخانجات و تیراژ تولید این کارخانه ها" عامل تعیین کننده و تاثیر گذار در تمامی موارد بوده است. حتی نکته قابل توجه این است که تولید انبوه در کارخانجات باعث بوجود آمدن عوامل بسیا جدیدی از جمله تحصیلات متمرکز و مورد نیاز برای کار در کارخانه ها، شکل گیری مکانیزم بازار، رسانه های گروهی برای آگاهی مشتریان از اخبار تولیدات، شکل دهی به زمان استراحت و کار مردم، بوجود آمدن سیستم های بانکی و نظام های پولی و بسیاری از موارد دیگر شده است.

-         در نهایت در موج الکترونیک یا عصر ارتباطات"میزان دسترسی به اطلاعات و فناوری آن و تواناییی ایجاد ارتباط" عامل تعیین کننده و تاثیر گذار در تمامی جوانب زندگی بشر می باشد. از تغییرات مشهوده غالب شدن موج جدید، میتوان به این موارد اشاره کرد:

الف) تغییرات در نحوه ی آموزش. (آموزش از راه دور- دانشگاههای مجازی)

ب) انقلاب در توزیع کالا .

ج) تسریع و تسهیل در ارتباطات.

د) تغییر نظامهای پولی و بانکی. ( پولهای الکترونیکی ، پول مشترک بین چند کشور متحد)

ه) انتقال کار از شرکتها و فضاهای اداری به منازل.

و) تخصصی شدن و سفارشی شدن تولیدات.

ز) کمرنگ شدن رسانه های گروهی و تبلیغات سنتی (تبلیغات همگانی) و تغییر تفریحات و سرگرمی های مردم با استفاده از کامپیوتر ، اینترنت، موبایل و فضاهای مجازی.

همانطور که در بالا ذکر شد اکثریت قریب به اتفاق مردم با شکل گیری موج صنعت مخالفت می کردند، مگر عده ی معدودی از افراد هوشمند که با دیدی بلند مدت مسیر موج آینده را تشخسص دادند وبا تحمل تمامی تمسخر ها ، تهدیدها و حتی حملات موج اولی ها ، اولا راهی برای ظهور موج صنعت باز کردند ، دوما خود و خانواده هایشان به عنوان پیشگامان این موج(موج صنعت)، از ثروت ها و عواید هنگفت ناشی از بوجود آمدن موج جدید(صنعت) بهره مند شدند. البته خرده ای بر آن اکثریت مخالف نمی توان گرفت چون این افراد مدتها و سالهای متمادی با نگرشها و ذهنیت هایی خو  کرده بودند که این الگوهای ذهنی، ظرفیتی برای پذیرفتن موج صنعت به عنوان راهی برای موفقیت نداشت.

******

**  هدف ما از بررسی کتاب ارزشمند موج سوم؛ توانایی برای اتخاذ تصمیمی درست برای آینده ی خودمان و خانواده مان و پیدا کردن مسیرهای اقتصادی مناسب برای کسب ثروت و رشد مالی می باشد. بنابر این با تمرکز بیشتری به بررسی فضای تجارت ،اقتصاد، کار و فضای بازار در این سه موج می پردازیم.

با توجه به موارد ذکر شده در بالا کاملا واضح است که کار،اقتصاد و فضای بازار با تغییرات زندگی بشر در موج های مختلف تفاوتهای چشمگیری داشته اند. این تفاوت ها کاملا در نوع عرضه و تقاضا و کیغیت و کمییت تولیدات مشهود است.در موج اول از آنجایی که تولیدات بشر محدود و فقط در راستای مصرف شخصی بوده است، بازار نیز فضای بسیار محدود و غیر علمی ای داشته که این بازار در حقیقت فضایی برای مبادله ی کالا با کالا بین روستاییان و کشاورزان بوده است.این بازارِ محدود ،سیاست های بسیار ساده ای نیز داشته و تقریبا میتوان گفت مکانیزم این بازار بسیار ساده بوده است.

با تغییرات موج اول و غالب شدن موج صنعت و به مجود آمدن کارخانه ها ، تولیدات بشر از حالت محدود و تولید صرفا برای مصرف شخصی، به تولید انبوه تبدیل شده که این فرایند باعث بوجود آمدن فاصله ای بین تولید کننده و مصرف کننده شد. به دلیل وجود این فاصله به مرور زمان مکانیزمی به نام بازار با تعاریف حرفه ای و علمی به وجود آمد.

این فضای جدید توضیع کالا (بازار) به مرور زمان کامل تر شد و از بخش های مختلفی تشکیل گردید. تولیدات از کارخانه به پخش کننده ی اصلی تحویل داده می شود و پخش کننده ی اصلی این محصولات را به نمایندگی اصلی خود در هر کشور تحویل می دهد. این نمایندگی ها محصولات را به نمایندگی های توزیع در هر استان تحویل می دهند و در مرحله ی بعد پخش شهرستان محصولات را بین فروشگاهها توضیع کرده تا در معرض دید مشتریان قرار گیرد.

 در کنار شکل گیری این فرایند سیاست های اقتصادی زیادی نیز شکل گرفت و رشته های دانشگاهی وابسطه به اقتصاد موج دومی و بازار به وجود آمد.

فرآیند دیگری که در کنار بوجود آمدن بازار و پیشرفت آن شکل گرفت ،فرآیند تبلیغات بود. تولید کنندگان با کمک رسانه های گروهی(رسانه های موج دوم ) مانند رادیو، تلویزیون، مجلات تبلیغاتی و بیلبورد ها، آگاهی های لازم در مورد تولیداتشان را به مشتریان خود می رساندند. با گسترش موج صنعت و عرضه ی محصولات از طریق مکانیزم بازار ، مسائل و مشکلات بسیاری برای تولید کنندگان و مصرف کنندگان بوجود آمد. مهمترین مسائل پیش آمده افزایش نا متعارف قیمت محصولات ، بدلیل وجود واسطه های تجاری و افزوده شدن دلال ها ، به این چرخه ی توزیع کالا بود. این افزایش قیمت در حدود 50% ( حتی تا 100% ) نسبت به قیمت تولید می باشد . یکی از مسائل دیگر ،ورود محصولات تقلبی به این روند توزیع کالا است. از آنجائیکه فاصله ای بین تولید کنندگان و مصرف کنندگان وجود دارد ، فضای مناسبی برای ورود اجناس تقلبی با همان کیفیت بسته بندی محصولات اصلی بوجود آمد. به  عنوان مثال : صاحب یک مغازه که محل فروش قطعات و لوازم یدکی خودرویی خاص می باشد، ماهیانه مقداری محصولات اصلی از تولید کننده ی اصلی خریداری می کند و به فروش می رساند و در کنار این محصولات چندین برابر محصولات درجه دو را با همان کیفیت بسته بندی از تولید کنندگان غیر اصلی خریداری کرده و به فروش می رساند.

فروش مستقیم (Direct Selling  )

با توجه به این مسائل پیش آمده در عرضه ی کالا به صورت سنتی (مکانیزم بازار ) تولید کنندگان حدوداً از 50 سال پیش به لطف بهره گیری از تکنولوژی روز (تلفن های رایگان، شبکه های ماهواره ای، فکس واینترنت ) انقلابی را در توزیع کالا بوجود آوردند، که این انقلاب ، فروش مستقیم (Direct Selling ) نام گرفت.

تجارت شبکه ای (Network Marketing )

فروش مستقیم، خود به چندین روشِ کار ساز انجام می گیرد. یکی از این روشها Network Marketing   (تجارت شبکه ای ) به اختصار N.M   میباشد که در طی سالهای گذشته شرکت های موفق زیادی از این روش نوین توزیع کالا برای ارائه ی محصولات خود استفاده کرده اند. یکی از این شرکت ها که به جرات می توان گفت با بهره گیری از جدید ترین طرح فروش شبکه ای شروع به کار کرده ، شرکت توسعه زندگی بهتر آریا می باشد.

 

حال به بررسی شرایط حاکم در ایران از اوایل پیدایش موج صنعت می پردازیم.

نگاهی به گذشته:

با توجه به تاریخ سیصد سال گذشته در کشور عزیزمان ( از ابتدای قرن 17 میلادی ) یعنی از ابتدای شکل گیری موج صنعت به دلیل بی کفایتی دولت های شاهنشاهی آن زمان – که میتوان به پادشاهان اواخر دوره صفویه از جمله شاه سلطان حسین و پادشاهان ابتدایی دوره قاجار اشاره کرد – توجهی به ظهور موج جدید و شکل گیری آن نشد . البته دخالت های بیگانگان نیز در امور داخلی کشورمان بی تاثیر نبوده است . کشورهای غربی که سالیان سال به وضعیت ایران حسادت می ورزیدند و همیشه منتظر فرصتی برای پیشی گرفتن و ضربه زدن به ایران بودند از وارد شدن موج صنعت و اختراعات جدید جلوگیری کردند؛ و در طی این سالها به دلایل متعدد از جمله جنگ تحمیلی ،روز به روز از موج صنعت عقب ماندیم و در جایگاه کشور های جهان سوم یا در حال توسعه قرار گرفتیم.

نگاهی به وضعیت کنونی و چشم انداز آینده:

اکنون که ما ایرانیان در حال گذار از آخرین دهه قرن چهاردهم خورشیدی هستیم، با کمی دقت به وضعیت پیرامون خود و زندگی جوامع بشری کاملا پیداست که موج صنعت با تمام قدرت و توانایی اش در بر طرف کردن مسائل بشر تقریباً به انتهای مسیر نزدیک شده و ناتوان به نظر می رسد. بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و جنگ ها و درگیری ها بر سر منابع انرژی ،آب و غذا سرتاسر جهان را فرا گرفته است. این خود دلیلی محکم بر ناتوانی موج صنعت می باشد.

 اما از آنجایی که ساختار و چارچوب اقتصاد،سیاست،فرهنگ و تولید بر ایران و برخی دیگر از کشورها ساختاری صنعتی نمی باشد در این بحران ها کمترین ضربه به این چارچوب وارد شد. (در مقایسه با کشور های پیشرفته و صنعتی)

با نگاهی به گذشته (زمان پیدایش موج صنعت)، با کمی هوشمندی می توانیم از فرصت پیش آمده، یعنی برخورد موج صنعت و الکترونیک به نفع خودمان استفاده کنیم. در این شکاف بوجود آمده با کمی درایت می توانیم مسیر جدیدی بدون وابستگی به اتفاقات گذشته انتخاب کنیم. همانطور که در زمان برخورد موج کشاورزی و موج صنعت کشورهایی که پیشینه ی قدرتمندی نداشتند به راحتی موج جدید را پذیرفته و در حقیقت در موج صنعت پیشتاز بودند، ما نیز می توانیم از این فرصت بوجود آمده به بهترین وجه استفاده کرده و نقشه ای برای پیشرفت و تعالی خودمان و کشور عزیزمان ترسیم کنیم .

سخن آخر:

ما می توانیم با تکیه بر استعداد جوانان کشورمان و تحولات تکنولوژیک، جزو پیشگامان موج الکترونیک قرار گرفته و آینده ای پر افتخار برای کشورمان رقم بزنیم؛یا اینکه در این شکاف تاریخی جزو اکثریت سطحی نگر و تغییر ناپذیر قرار گرفته و برخوردی واپس گرایانه و غیر منطقی با شکل گیری موج الکترونیک داشته باشیم.