موج سوم :
موج سوم نام اثری از الوین تافلر جامعه شناس و نظریه پرداز معاصر می باشد که در سال 1980 به تالیف رسیده است .

نویسنده در این کتاب با منطقی قوی و قدرت مند با توجه به زندگی بشر در دوران گذشته و با در نظر گرفتن خصوصیات و مفهومات مشترک جوامع بشری در گذشته و حال به پیشبینی و نظریه پردازی در مورد موج آینده و ترسیم تصویری واضح از وقایع در حال شکل گیری می پردازد. منطقی که تافلر با استفاده از آن به پیش بینی آینده پرداخته ، همان منطق قابل فهم قیاس می باشد. تافلر با تمرکز بر این منطق که انسان در طول تاریخ در مواجهه با وقایع مشابه، واکنش های مشابه از خود به جا گذاشته ، آینده را ترسیم می کند.
نویسنده کتاب ارزشمند موج سوم (الوین تافلر) خواننده را به سفری از گذشته تا حال با خود همراه می کند.تافلر این سفر را از زمان شکل گیری اولین جوامع بشری که در حقیقت با شروع عصر کشاورزی (موج کشاورزی ) همزمان است آغاز می کند و در امتداد این سفر خواننده وارد عصر صنعتی (موج صنعتی) می شود.در این سفر همزمان با گذار از موج کشاورزی به موج صنعت و آشنائی با خصوصیات غالب در این دو موج ، با مفهوم قابل توجه "برخورد امواج"مواجه می شود. برخورد امواج با پیدایش اولین طلیعه های موج صنعت در کنار مغهومات به جای مانده از موج کشاورزی شکل می گیرد.
برخورد امواج با شکاف بین نگرش ها و ذهنیت های مردمی که موج صنعتی را درک کرده اند و مردمی که هنوز با نگرشها و ذهنیت های موج اول یا موج کشاورزی زندگی می کنند، رخ می دهد.
این شکاف بین دو نگرش قدیمی و جدید (کشاورزی- صنعتی) با درگیری های فیزیکی،فرهنگی،هنری،اجتماعی و حتی خانوادگی آشکار می شود. حتی جنگهای بسیاری در راستای این برخورد امواج شکل می گیرد که نمونه ی بارز یکی از این جنگهای خونین، جنگ بین شمال و جنوب در قاره ی آمریکا می باشد. این جنگ در حقیقت بر سر این موضوع بوده است که قاره ی جدیدِ در حال شکل گیری صنعتی باشد یا کشاورزی؟
در حقیقت بروز این اختلافات و درگیری ها بین موج صنعت و کشاورزی ریشه در الگوهای ذهنی (پارادایم) افراد داشته است. به این صورت که زمین داران و کشاورزان و حتی حکومتهائی که در موج کشاورزی حاکم بودند، اینطور می پنداشتند که موج صنعت و غالب شدن این موج بر شرایط، باعث از بین رفتن منافع آنها می شود. با نگاهی به تاریخ کاملا مشهود است که از پائین ترین سطوح اقشار جامعه (کشاورزان ) تا بالا ترین سطوح (زمینداران و حکام ) مخالفت هایی در راستای ظهور موج جدید (موج صنعتی )وجود داشته است.به عنوان مثال به مرور زمان و غالب شدن موج صنعت که باعث گسسته شدن خانواده های گسترده شده بود ، مخالفتهایی از سمت بزرگ خاندان یا خانواده برای جلوگیری از این گسستگی به وجود آمد. (اشاره به فیلم پدر سالار )
نکته بسیار حائز اهمیت این است که قبل از اینکه بشر درگیر مسائل برخورد امواج شود ،با مسائل حل نشده ی بسیاری از موج کشاورزی مواجه بوده است. در حقیقت همان مسائل قبلی و نیاز های بشر در موج پیشین، باعث به وجود آمدن موج جدید شده بود. به عنوان مثال افزایش جمعیت بشر در عصر کشاورزی و نیاز روز افزون جوامع بشری به آب،غذا، مسکن و انرژی باعث به وجود آمدن موج صنعت شده بود. ولی باز هم بشر عصر کشاورزی، کاملا با به وجود آمدن موج جدید مقابله می کرد و دلیل اصلی این مخالفت نگاه کردن به آینده و مفاهیم در حال شکل گیری، با نگاهی قدیمی و سنتی بوده است.
در ادامه نویسنده به شکل گیری موجی جدید اشاره می کند که این موج را "موج الکترونیک" و"عصر ارتباطات" نام گذاری کرده است.
در این مرحله خواننده با مفاهیم و خصوصیات این موج آشنا می شود و تافلر بعد از ارائه مطالبی در مورد موج در حال شکل گیری ، با نگاهی تیزبینانه به برخورد دوباره ی امواج (موج های کشاورزی و صنعتی با موج الکترونیک )در آینده ای نزدیک اشاره می کند که با توجه به گذشت 30 سال از تالیف این کتاب ،بشر امروز شاهد تحقق پیش بینی زیرکانه ی مولف می باشد.
حال با شیوه ای بسیا گویا به بیان خصوصیات و مفاهیم مشترک بین این سه موج می پردازیم و با کمی تامل به تفاوت های فاحش این سه موج پی می بریم:
- در موج کشاورزی در حقیقت "زمین" عامل تعیین کننده بوده است . زمینِ بیشتر و بزرگتر؛ بزرگی خانواده، رشد اقتصادی بهتر، سرمایه بیشتر و قدرتمند بودن در تمامی زمینه ها را به همراه داشته است . مثلا فردی که زمین بزرگتری را در اختیار داشته، تولیداتش بیشتر بوده است. بر اثر تولیدات این خانواده ی بزرگتری داشته و در نتیجه از سرمایه ی بیشتر و اقتصادی پر رونق تر برخوردار بوده است. زمین داران بزرگ در این عصر حتی در تعیین حکومتها تاثیرگذار بوده اند.
- در موج صنعت " کارخانجات و تیراژ تولید این کارخانه ها" عامل تعیین کننده و تاثیر گذار در تمامی موارد بوده است. حتی نکته قابل توجه این است که تولید انبوه در کارخانجات باعث بوجود آمدن عوامل بسیا جدیدی از جمله تحصیلات متمرکز و مورد نیاز برای کار در کارخانه ها، شکل گیری مکانیزم بازار، رسانه های گروهی برای آگاهی مشتریان از اخبار تولیدات، شکل دهی به زمان استراحت و کار مردم، بوجود آمدن سیستم های بانکی و نظام های پولی و بسیاری از موارد دیگر شده است.
- در نهایت در موج الکترونیک یا عصر ارتباطات"میزان دسترسی به اطلاعات و فناوری آن و تواناییی ایجاد ارتباط" عامل تعیین کننده و تاثیر گذار در تمامی جوانب زندگی بشر می باشد. از تغییرات مشهوده غالب شدن موج جدید، میتوان به این موارد اشاره کرد:
الف) تغییرات در نحوه ی آموزش. (آموزش از راه دور- دانشگاههای مجازی)
ب) انقلاب در توزیع کالا .
ج) تسریع و تسهیل در ارتباطات.
د) تغییر نظامهای پولی و بانکی. ( پولهای الکترونیکی ، پول مشترک بین چند کشور متحد)
ه) انتقال کار از شرکتها و فضاهای اداری به منازل.
و) تخصصی شدن و سفارشی شدن تولیدات.
ز) کمرنگ شدن رسانه های گروهی و تبلیغات سنتی (تبلیغات همگانی) و تغییر تفریحات و سرگرمی های مردم با استفاده از کامپیوتر ، اینترنت، موبایل و فضاهای مجازی.
همانطور که در بالا ذکر شد اکثریت قریب به اتفاق مردم با شکل گیری موج صنعت مخالفت می کردند، مگر عده ی معدودی از افراد هوشمند که با دیدی بلند مدت مسیر موج آینده را تشخسص دادند وبا تحمل تمامی تمسخر ها ، تهدیدها و حتی حملات موج اولی ها ، اولا راهی برای ظهور موج صنعت باز کردند ، دوما خود و خانواده هایشان به عنوان پیشگامان این موج(موج صنعت)، از ثروت ها و عواید هنگفت ناشی از بوجود آمدن موج جدید(صنعت) بهره مند شدند. البته خرده ای بر آن اکثریت مخالف نمی توان گرفت چون این افراد مدتها و سالهای متمادی با نگرشها و ذهنیت هایی خو کرده بودند که این الگوهای ذهنی، ظرفیتی برای پذیرفتن موج صنعت به عنوان راهی برای موفقیت نداشت.
******
** هدف ما از بررسی کتاب ارزشمند موج سوم؛ توانایی برای اتخاذ تصمیمی درست برای آینده ی خودمان و خانواده مان و پیدا کردن مسیرهای اقتصادی مناسب برای کسب ثروت و رشد مالی می باشد. بنابر این با تمرکز بیشتری به بررسی فضای تجارت ،اقتصاد، کار و فضای بازار در این سه موج می پردازیم.
با توجه به موارد ذکر شده در بالا کاملا واضح است که کار،اقتصاد و فضای بازار با تغییرات زندگی بشر در موج های مختلف تفاوتهای چشمگیری داشته اند. این تفاوت ها کاملا در نوع عرضه و تقاضا و کیغیت و کمییت تولیدات مشهود است.در موج اول از آنجایی که تولیدات بشر محدود و فقط در راستای مصرف شخصی بوده است، بازار نیز فضای بسیار محدود و غیر علمی ای داشته که این بازار در حقیقت فضایی برای مبادله ی کالا با کالا بین روستاییان و کشاورزان بوده است.این بازارِ محدود ،سیاست های بسیار ساده ای نیز داشته و تقریبا میتوان گفت مکانیزم این بازار بسیار ساده بوده است.
با تغییرات موج اول و غالب شدن موج صنعت و به مجود آمدن کارخانه ها ، تولیدات بشر از حالت محدود و تولید صرفا برای مصرف شخصی، به تولید انبوه تبدیل شده که این فرایند باعث بوجود آمدن فاصله ای بین تولید کننده و مصرف کننده شد. به دلیل وجود این فاصله به مرور زمان مکانیزمی به نام بازار با تعاریف حرفه ای و علمی به وجود آمد.
این فضای جدید توضیع کالا (بازار) به مرور زمان کامل تر شد و از بخش های مختلفی تشکیل گردید. تولیدات از کارخانه به پخش کننده ی اصلی تحویل داده می شود و پخش کننده ی اصلی این محصولات را به نمایندگی اصلی خود در هر کشور تحویل می دهد. این نمایندگی ها محصولات را به نمایندگی های توزیع در هر استان تحویل می دهند و در مرحله ی بعد پخش شهرستان محصولات را بین فروشگاهها توضیع کرده تا در معرض دید مشتریان قرار گیرد.
در کنار شکل گیری این فرایند سیاست های اقتصادی زیادی نیز شکل گرفت و رشته های دانشگاهی وابسطه به اقتصاد موج دومی و بازار به وجود آمد.
فرآیند دیگری که در کنار بوجود آمدن بازار و پیشرفت آن شکل گرفت ،فرآیند تبلیغات بود. تولید کنندگان با کمک رسانه های گروهی(رسانه های موج دوم ) مانند رادیو، تلویزیون، مجلات تبلیغاتی و بیلبورد ها، آگاهی های لازم در مورد تولیداتشان را به مشتریان خود می رساندند. با گسترش موج صنعت و عرضه ی محصولات از طریق مکانیزم بازار ، مسائل و مشکلات بسیاری برای تولید کنندگان و مصرف کنندگان بوجود آمد. مهمترین مسائل پیش آمده افزایش نا متعارف قیمت محصولات ، بدلیل وجود واسطه های تجاری و افزوده شدن دلال ها ، به این چرخه ی توزیع کالا بود. این افزایش قیمت در حدود 50% ( حتی تا 100% ) نسبت به قیمت تولید می باشد . یکی از مسائل دیگر ،ورود محصولات تقلبی به این روند توزیع کالا است. از آنجائیکه فاصله ای بین تولید کنندگان و مصرف کنندگان وجود دارد ، فضای مناسبی برای ورود اجناس تقلبی با همان کیفیت بسته بندی محصولات اصلی بوجود آمد. به عنوان مثال : صاحب یک مغازه که محل فروش قطعات و لوازم یدکی خودرویی خاص می باشد، ماهیانه مقداری محصولات اصلی از تولید کننده ی اصلی خریداری می کند و به فروش می رساند و در کنار این محصولات چندین برابر محصولات درجه دو را با همان کیفیت بسته بندی از تولید کنندگان غیر اصلی خریداری کرده و به فروش می رساند.
فروش مستقیم (Direct Selling )
با توجه به این مسائل پیش آمده در عرضه ی کالا به صورت سنتی (مکانیزم بازار ) تولید کنندگان حدوداً از 50 سال پیش به لطف بهره گیری از تکنولوژی روز (تلفن های رایگان، شبکه های ماهواره ای، فکس واینترنت ) انقلابی را در توزیع کالا بوجود آوردند، که این انقلاب ، فروش مستقیم (Direct Selling ) نام گرفت.
تجارت شبکه ای (Network Marketing )
فروش مستقیم، خود به چندین روشِ کار ساز انجام می گیرد. یکی از این روشها Network Marketing (تجارت شبکه ای ) به اختصار N.M میباشد که در طی سالهای گذشته شرکت های موفق زیادی از این روش نوین توزیع کالا برای ارائه ی محصولات خود استفاده کرده اند. یکی از این شرکت ها که به جرات می توان گفت با بهره گیری از جدید ترین طرح فروش شبکه ای شروع به کار کرده ، شرکت توسعه زندگی بهتر آریا می باشد.
حال به بررسی شرایط حاکم در ایران از اوایل پیدایش موج صنعت می پردازیم.
نگاهی به گذشته:
با توجه به تاریخ سیصد سال گذشته در کشور عزیزمان ( از ابتدای قرن 17 میلادی ) یعنی از ابتدای شکل گیری موج صنعت به دلیل بی کفایتی دولت های شاهنشاهی آن زمان – که میتوان به پادشاهان اواخر دوره صفویه از جمله شاه سلطان حسین و پادشاهان ابتدایی دوره قاجار اشاره کرد – توجهی به ظهور موج جدید و شکل گیری آن نشد . البته دخالت های بیگانگان نیز در امور داخلی کشورمان بی تاثیر نبوده است . کشورهای غربی که سالیان سال به وضعیت ایران حسادت می ورزیدند و همیشه منتظر فرصتی برای پیشی گرفتن و ضربه زدن به ایران بودند از وارد شدن موج صنعت و اختراعات جدید جلوگیری کردند؛ و در طی این سالها به دلایل متعدد از جمله جنگ تحمیلی ،روز به روز از موج صنعت عقب ماندیم و در جایگاه کشور های جهان سوم یا در حال توسعه قرار گرفتیم.
نگاهی به وضعیت کنونی و چشم انداز آینده:
اکنون که ما ایرانیان در حال گذار از آخرین دهه قرن چهاردهم خورشیدی هستیم، با کمی دقت به وضعیت پیرامون خود و زندگی جوامع بشری کاملا پیداست که موج صنعت با تمام قدرت و توانایی اش در بر طرف کردن مسائل بشر تقریباً به انتهای مسیر نزدیک شده و ناتوان به نظر می رسد. بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و جنگ ها و درگیری ها بر سر منابع انرژی ،آب و غذا سرتاسر جهان را فرا گرفته است. این خود دلیلی محکم بر ناتوانی موج صنعت می باشد.
اما از آنجایی که ساختار و چارچوب اقتصاد،سیاست،فرهنگ و تولید بر ایران و برخی دیگر از کشورها ساختاری صنعتی نمی باشد در این بحران ها کمترین ضربه به این چارچوب وارد شد. (در مقایسه با کشور های پیشرفته و صنعتی)
با نگاهی به گذشته (زمان پیدایش موج صنعت)، با کمی هوشمندی می توانیم از فرصت پیش آمده، یعنی برخورد موج صنعت و الکترونیک به نفع خودمان استفاده کنیم. در این شکاف بوجود آمده با کمی درایت می توانیم مسیر جدیدی بدون وابستگی به اتفاقات گذشته انتخاب کنیم. همانطور که در زمان برخورد موج کشاورزی و موج صنعت کشورهایی که پیشینه ی قدرتمندی نداشتند به راحتی موج جدید را پذیرفته و در حقیقت در موج صنعت پیشتاز بودند، ما نیز می توانیم از این فرصت بوجود آمده به بهترین وجه استفاده کرده و نقشه ای برای پیشرفت و تعالی خودمان و کشور عزیزمان ترسیم کنیم .
سخن آخر:
ما می توانیم با تکیه بر استعداد جوانان کشورمان و تحولات تکنولوژیک، جزو پیشگامان موج الکترونیک قرار گرفته و آینده ای پر افتخار برای کشورمان رقم بزنیم؛یا اینکه در این شکاف تاریخی جزو اکثریت سطحی نگر و تغییر ناپذیر قرار گرفته و برخوردی واپس گرایانه و غیر منطقی با شکل گیری موج الکترونیک داشته باشیم.